علی رغم تمام سنت شکنی هایی که کردم و علی رغم تمام خط قرمزهایی که اینمدت رد نکرده بودم و رد کردم اما اصلا از اینکه این ریسک رو توی زندگیم کردم ناراحت نیستم:)یعنی باید حتما ته این ارتباط رو میدیدم تا مطمین بشم که این آدم ؛ آدم زندگی من نیست و الکی حسرت نخورم که اگر من فلان مدلی بودم شاید چیزی فرق میکرد...اگر این ریسک رو نمیکردم همیشه گوشه ذهنم به خودم میگفتم که ای کاش فرصتی می داشتم تا بودن توی روزهاش رو تجربه کنم و حالا مطمین شدم که این آدم ؛ اصلا چیزی از تعهد ؛ احساس و دوست داشتن بلد نیست و قطعا در دراز مدت فقط آسیب خواهد رسوند...همون دورادور خوبه که هرزگاهی ببینیش و فان باشه همه چیز و اصلا جدی درگیرش نشی ...اینقدر اینقدر آدمهای رنگ و وارنگ دیده که هیچ آدمی براش جذابیت خاصی نداره و بعد از یه مدت همه براش عادی میشند و دنبال یه آدم جدید میگرده تا همون حسها رو دوباره توی یه آدم جدید تجربه کنه ... دایم هم داره درمورد موردهایی که دور و برش هستند صحبت میکنه و باید خیلی اعصاب قوی داشته باشی که از کنار همه این مسایل راحت عبور کنی و لبخند بزنی :).البته که صرفنظر از همه تلخیها و تضادها و تفاوتهایی که توی وجودش هست اما از هوش و تجربه و بی پروا بودنش خوشم میاد ... آدمیه که عمرا نمونه اش رو هرجایی ببینی و خیلی خیلی با آدمهای عادی دور و برت متفاوته و این یعنی یه تجربه متفاوت .این نیز گذشت ... اما از اینکه دل به دل احساساتم دادم ناراحت نیستم:)
برچسب:
نویسنده: کیان مقدم
تاريخ: يکشنبه
31 تير
1403 ساعت: 12:39